حكيم ابوالقاسم فردوسى

90

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

پيلان به آسمان خاست ، از سرزمين پيران نيز دود برآوريم . و بدين سان آن سپاه بىآزار به فرمان شاه ، ايستگاه به ايستگاه برفت . پيام بردن گيو از گودرز نزد پيران چون گودرز به نزديك ريبد « 1 » رسيد ، سران سپاه و سواران آزموده و سخنگوى و جنگاور ايرانى و هزار تن از دليران دشنه‌گذار و پهلوانان نامدار سپاه را برگزيد . آنگاه گيو را پيش خواند و او را از همهء آن گفتار شاه آگاه ساخت و به دو گفت : اى پسر هوشيار و اى سرافراز در ميان بزرگان ، سپاهى برايت برگزيدم كه هر يك شايستهء شاهى بر كشورى هستند . اكنون مىخواهم كه با ايشان به نزد پيران به روى و سخن مرا به او بگويى و گفتارش را بشنوى . پس به پيران بگو : آگاه باش كه من به فرمان شاه ، با سپاهيانم به توران رسيدم . تو خود ، كردار و گفتار و بىآزارى و رنج و تيمار خودت را مىدانى . نيز مىدانى كه اين تورانيان بودند كه كمر به بدى ببستند . فريدون فرّخ از سوگ ايرج - كه ماه نيز از آن درد ايران و شاه نتابيد - با داغ و درد و با چشمانى اشكبار از اين گيتى درگذشت . در ميان تركان تنها تو خود را مهربان و راستكار مىخوانى . ليك براستى كه نام مِهر بر تو دروغ است و دلت را به آرام و مهر نمىبينم . ولى بدان كه كى خسرو - آن شاه آزرمجوى - به من گفت : با پيران سخن به نرمى گوى ، زيرا كه او به هنگام سياوخش خردمند ، هرگز بنيادى بر بدى نيافكند و او را در نزد من آبروى است و در ريختن خون پدرم گناهى ندارد . پس هر گناهى كه تا اين زمان كرده‌اى و هر شاهى را كه بيآزرده‌اى ، همه را شاه بر تو ببخشد و بديهايت را

--> ( 1 ) - آيا ريبد در كجا قرار داشته است ؟ اگر چه اگر بخواهيم تنها از يك ديدگاه به اين پرسش ، پاسخ دهيم ، كارى بس آسان خواهد بود ، ليك اختلاف روايات ، سبب ناتوانى و سر در گمى پژوهشگر در پاسخ به اين پرسش مىگردد . اعتماد السلطنه آن را در پنج فرسنگى سبزوار دانسته است . مرآة البلدان ، ج 3 ، ص 1539 . شهيدى مازندرانى آن را نام رشته كوه بينالود در شمال و شمال غربى نيشابور دانسته است كه به آن كوه ريوند نيز مىگويند . راهنماى نقشهء جغرافيايى شاهنامهء فردوسى ، ماده ريبد . خسروى ريبد را زيبد در جنوب گناباد دانسته است . جغرافياى تاريخى ولايت زاوه ، ص 352 .